
"نمیخواستیم درباره این خبر تاسف بار و غم انگیز چیزی بنویسیم اما وقتی متوجه شایعه سازی ها و پایمال شدن خون این دختر بیگناه توسط بیناموس های دانشگاه آزاد لاهیجان ازجمله م -ج و امثال او و حتی ح - ر شدیم، تصمیم به قیام گرفیتم!
دقیقا در این چند روز اخیر شاهد وقایع متاثر کننده ای در کشور بودیم
فیلم تعرض به دختر دانشجویی در دانشگاه زنجان
و درنهایت خبر خودکشی دختر دانشجو برای رهایی از تعرض توسط حراست دانشگاه آزاد لاهیجان!
در همه دانشگاه ها دانشجویان با این مسایل مقابله میکنند اما در این دانشگاه بیناموسان وطن فروشی مثل مهران ج و حامد ر وجود دارند مثل فروغ ن وجود دارند تا خونه دختر بیگناهی برای حفظ آبروش ریخته بشه و در نهایت حتی اون رو از حق مسلم دانشجوییش هم محروم کنند و بگویند او حتی دانشجو نبوده!
اگر حراست دانشگاه به دانشجویان تعرض نمیکرد پس شایعات قبلی درباره حراست چه بوده؟
پس نامه هایی که به ریاست جمهوری و رهبری نوشتند که هیچگاه نگذاشتید به دستشان برسد چه بوده؟
جناب مهران ر شمایی که سنگ اینها را به سینه میزنید و جناب حامد ر که همواره در پشت پرده و در خفا به کارهای شیطانی خود میپردازی شما مسوول پاسخگویی به این سوالات هستید!
ما عده ای از دانشجویان دانشگاه آزاد لاهیجان اعتراض خود را به کثافت کاریهایی که دراین دانشگاه درحال انجام است ابراز کرده و خشم و نفرت خود را از افرادی که بر این مسایل سرپوش مینهند اعلام میداریم
و در همینجا افرادی همچون مهران ر را که با شایعه سازی سعی در منحرف ساختن اذهان عمومی کرده و با عاملین این فساد اجتماعی همکاری میکند را تهدید مینماییم."
بر بیغیرتان بر تمامی کسانی که با چهره ای دروغین از نام خدا سوء استفاده مینمایند لعنت باد
درضمن ما درو نیستیم میتوانید در هرجایی که سخنی از آزادی و انسایت به میان است مارا ببینید!
بدرود تا ...
همگی با هم حمایتمونو از انجمن علمیه کامپیوتر دانشگاه اعلام کنیم
درضمن خطاب یه کسانی که گفته بودند ما قصد پخش کردن فیلم هایی رو داریم! در همین جا اعلام میکنیم که هیچ فیلمی توسط ما تکثیر نمیشه فیلمی رو هم که در پست قبلی برای دانلود وجود داره مدتهاست که در اینترنت پخش شده و مایه آبروریزی هیچ کدوم از حیوان صفتهایی که در اون نقش آفرینی داشتند نیست که هیچ!!! هم نوعانشون با دادن فحش و ناسزا به ما ازشون حمایت هم می کنند.
متاسفیم برای جماعتی که انسانیت رو فدای چه چیز هایی میکنند!
و اما میهمان گرانقدر این پست ما:
در سمنان زاده شدم. روزگاران گذراندم تا در مطبوعات تولدی دیگر یافتم. در سال ذبح مطبوعات (1379) هفته نامه های سپیده زندگی، ندای قومس، ندای ساوه (ندای اصلاحات) و صدای عدالت را منتشر کردم. در فروردین 1380 دوره اول روزنامه صدای عدالت را سردبیر بودم و با فروش آنچه زندگی نام دارد صاحب امتیاز روزنامه آزاد شدم و با سردبیری 154 شماره از آن در 20 تیرماه 81 بار دیگر آزاد متوقف شد تا دریابم روزنامه نگاری در «روزگار ما» بدون داشتن پشتوانه سیاسی آب در هاون کوفتن است اما با اين همه بعد از توقيف روزنامه آزاد ، روزنامه مدبر را منتشر كردم كه پس از 39 شماره به حبس رفتم تا مبادا بي نصيب از پاداش كار در عرصه مطبوعات بمانم.
یه چیز جالبی که در این بار نظرم رو جلب کرده نحوه رفتار و کردار پسرها و دخترها با همدیگه س. این که چطوری با هم حرف می زنن. چطوری با هم معاشقه می کنن، چطوری دعوا می کنن و حتی چرا خیانت می کنن و سایر مسائلی که بین اینگونه رابطه ها پیش میاد. متاسفانه انقدر فضاش تیره و تاره که من رو می ترسونه و یه جورایی منزجرم می کنه.
با ورود موبایل به عرصه زندگی مردم که دیگه تقریبا و نه کاملا از دید مردم از حالت یه کالای لوکس و برای پز دادن خارج شده چرا که در دست مردم به وفور یافت میشه، طبیعتا ارتباط دخترها و پسرها و نحوه پیدا کردن همدیگه هم در اوقات روز بیشتر شده. خب تا اینجاش مشکلی نیست اما یه مساله ای که به ذهن من رو مشغول کرده اینه که در روابط امروزی دخترها و پسرها از موبایل برای پیگیری کردن و یا جاسوسی کردن و بهتر بگوییم به عنوان وسیله ای که با آن بتوانند هر لحظه متوجه بشوند که دوست دخترشان / پسرشان آیا با کس دیگری رابطه داره یا خیر استفاده میشه!!!
من بارها و بارها وقتی در خیابون بوده ام صدای بلند جوانها رو شنیده ام که این بگو مگو و کشمکش رو با همدیگه تا سرحد مرگ ادامه دادن و حتی انگار این اپیدمی در بعضی از نزدیکان و دوستان هم دیده میشه. از نشونه های این بیماری، عدم اطمینان طرفین به همدیگه، سریع خیانت کردن، همخوابگی و ارتباط با چندین نفر، ارضا نشدن حسی و روانی و اخطالات رفتاری مثل پرخاشجویی و دعواست.
به نظر من دختران ما دارن به سمت خروس جنگی پیش می رن و در طرز حرف زدنشون نوعی لمپنی و بی فرهنگی موج می زنه. حتی اونهایی که ادعاشون میشه. شما اگه با یه فمینیست و یا هر دختری که داعیه احقاق حقوق دو پهلو حرف بزنی سریعا با الفاظ لمپنی جوابت رو می دن و اگر زمانی که از حالت خروس جنگی یا بهتره بگیم مرغ قد قدو در اومدن دلیلش رو بپرسی میگن که همیشه شمشیر رو از رو بستن که بزنن چون جامعه این طوریه!!! از دیدگاه من در یک سطح فرهنگی، پسرها بهتر و مودب تر هستند تا دختران مشابهشان.دختران امروز در مرزی به سر می برند که می خوان احقاق حقوق کنن و فکر می کنن با پرخاش و سر و صدا به این کار دست پیدا می کنن. حرفهایی مثل به من دستور نده، من هم برای خودم عقیده دارم، تو حق نداری به من بگی چی درسته یا غلط، همه و همه نشون دهنده این هست که دختران ما به دنبال تثبیت خود هستند اما هیچگاه یاد نگرفته اند که چگونه خودشون رو ابراز کنند و اینگونه کمبودها و مشکلات رو برطرف سازند.
ناگفته نماند که طبیعتا مردان و پسران این جامعه نقش به سزایی در ابراز این گنونه پرخاش ها و رکیک حرف زدن ها از سوی دختران دارند اما آیا این راه انتخاب شده درست است؟ روابط دختر و پسر در ایران به یک ماراتن خود آزاری / دگر آزاری تبدیل شده و قسمت خطرناکش اینجاست که از این حرکات خوششون میاد. از آزار همیدگه و اینکه دست روی نقاط حساس هم بگذارن و در طول روز بارها و بارها زنگ موبایل و تلفن خونشون به صدا در میاد تا اینکه باز به دعواها و حرفهای احمقانشون ادامه بدن و مثلا به ازای هر 3 روز دعوا، 2 ساعت با هم توی کافی شاپ بمونن.در آخر اینکه من فکر نمی کنم در فضای جامعه امروزی زیاد به این مسائل فکر کنن و دیری نخواهد پایید که با پسرهایی رو به رو می شویم که نحوه برخورد با یک زن را نمی دانند و دخترانی که به پسران به مانند مدخلی برای خالی کردن عقده ها و کمبوهای تمام دوران زندگیشان فکر می کنند.